حسن حسن زاده آملى

226

هزار و يك كلمه (فارسى)

اختلاف چندان هم پيدا نمىكند . ائمّه عليهم السّلام وقتى اطلاع بر لوح محفوظ يا لوح محو و اثبات پيدا كردند مىدانند از عالم غيب چه سرنوشتى براى اين عالم نوشته شده و به وقوع خواهد رسيد . چون علّت وجود اين امور آن صور علميهء لوح محفوظ است مىتوان گفت : علم به علّت مستلزم علم به معلول است . امّا علم به معلول به خوبى موجب علم به علت نيست . علما و طلّاب مثال مىزنند و مىگويند : از علم به حرارت علم به وجود آتش حاصل نمىشود ، همين قدر معلوم مىشود علّتى دارد ولى خصوصيت آن معلوم نيست . يا وقتى آب به شما دادند مىدانيد از قنات يا سرچشمه گرفته شده امّا نمىدانيد از كدام سرچشمه ؟ همين قدر مىتوان به شما گفت : از قنات شاه آب خورده‌ايد اگر چه ندانسته‌ايد كه قنات شاه است ، يا وقتى برزگرى كه مهارت ندارد مىبيند مزرعهء تره تيزك امسال خوب حاصل داده ، امّا نمىداند علّت آن چه بوده . به همين ترتيب مردم اينهمه موجودات عالم را مىبينند كه چطور اين زمين را براى ما خلق كرده تا روى آن راه برويم و چگونه « ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند » تا ما نانى به كف آريم و به غفلت نخوريم . درياها را خلق كرده به منزله آب انبار ذخيره و ابرها را به منزلهء سقّا قرار داده كه آب صاف‌شدهء بدون نمك از دريا برمىدارند و نمك را در دريا مىگذارند تا حيوانات مرده دريا متعفّن نشود و و با فراوان نگردد ، قطره‌قطره از ابر مىريزد براى آن كه يك مرتبه اگر بيايد موجب خرابى است . و كوهها را خلق كرده تا برف را براى تابستان ذخيره كند و كم كم آب شده چشمه‌ها و قنات‌ها در تابستان جارى باشد . و هواى تابستان را گرم كرده براى اينكه اطعمه و جو و گندم پخته شود و هكذا . كسى كه اينها را درك كرده البته خدا را درك نموده مثل اينكه كسى از آب كاسه خورد از قنات شاه هم خورده است ، امّا درست حقيقت حق را درك نكرده و ندانسته آن علّت حقيقيش چيست . معنى « بها تجلّى صانعها للعقول » معلوم گرديد ؛ زيرا كه به سبب مشاهده كردن و به كار بردن ادوات حاسّه علّت آنها كه حضرت حق است براى عقول تجلّى مىكند ؛ يعنى فى الجمله ظهورى مىكند آن طور كه شخصى از پشت پرده خود را نشان